تبليغاتX
\ شمس لنگرودی
۱

شعر
مثل حرف زدن در خواب است
اول دیگران
و سپس تو را
بیدار می کند

۲

آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو را
آب کرده است

۳

شکوفه های انار را ببین
در برف زمستان!
دور از تو
فقط بید نیست مجنون است

 

۱

در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رود

۲

من یک جاده ام
می آیم بی آن که بیایم
می رسم بی آن که رسیده باشم
به دور دست جاده نگاه می کنی
پیش پای توام

۳

فقط کنار تو گرم می شوم
وگرنه فاصله یی چندان نیست
از کنار شما تا دودی که به باد می رود

 

طوفانی پنهان شده در نسیم...

 

منبع: ایلنا

نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در ۱۳۵۵ منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعه‌های «خاکستر و بانو» و "جشن ناپیدا در اواسط دهه شصت به شهرت رسید.
«پنجاه و سه ترانه عاشقانه» مجموعه اشعار پنجاه و سه سالگی اوست



ایلنا: آنچه این روزها بیش از همه باعث آزردگی شعر دوستان و اهالی قلم شده است،از دست رفتن زود هنگام بزرگان این عرصه است.و آنچه از همه بیشتر دل آزرده مان می کند مراسم و بزرگداشت و یادبود پس از فراق آنان است.پس چه بهتر که تا هستند و می توانیم از نعمت وجودشان بهره ببریم آنها را قدر بدانیم تا فردایی دیگر در سوگشان دست بر سینه نکوبیم...
امروز 26 آبان برابر با پنجاه و نهمين سال تولد محمد شمس لنگرودی از شعرای معاصر ایران است که با اشعار خود سبکی عاشقانه و بی نظیر را در ادبیات ایران رقم زده است.
به گزارش ایلنا محمد شمس لنگرودی زاده
۲۶
آبان سال 1329 است. او فرزند آیت الله جعفر شمس لنگرودی است که مدت 25 سال امامت جمعه لنگرود را بر عهده داشت. وی استاد دانشگاه بوده و تاریخ هنر درس می‌دهد، و به همراه حافظ موسوی و شهاب مقربین مدیر انتشارات آهنگ دیگر می‌باشد.
وی سرودن شعر را از دهه پنجاه آغاز کرد. نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در
۱۳۵۵
منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعه‌های «خاکستر و بانو» و "جشن ناپیدا در اواسط دهه شصت به شهرت رسید.
«پنجاه و سه ترانه عاشقانه» مجموعه اشعار پنجاه و سه سالگی اوست.
از دیگر آثار او می توان به رفتار تشنگی ،در مهتابی دنیا ،خاکستر و بانو ،جشن ناپیدا ،قصیده لبخند چاک چاک ،نت‌هایی برای بلبل چوبی ،پنجاه و سه ترانه عاشقانه ،باغبان جهنم ،ملاح خیابان‌ها ،توفانی پنهان شده در نسیم گزیده شعرها با انتخاب بهاء الدین مرشدی و
۲۲ مرثیه در تیر ماه شامل اشعاری مرتبط با رویدادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸
اشاره کرد.او رمانهایی نیز منتشر کرده است از جمله رژه بر خاک پوک و چند اثر تحقیقی نیز از وی در بازار موجود است.
از وی به تازگی کتابی با نام "رباعی محبوب من" منتشر شده است که مجموعه ای از از بهترين رباعيات از رودكي تا نيماست.
گفتنی است وی در وبلاگ شخصی خود آثار جدید و اشعار و مقالاتش را منتشر می کند.

 

۱

طوری متهمم می کنید
انگار
سوسکی را کشته ام
آدم بود
به سزایش رسید

 

۲

هی ماهی سیاه کوچولو!
که به جنگ نهنگ رفته یی
باروتت که در آب نم کشیده پسرم!

 

۳

جز در لاکم
کجا بگریزم

بالای سرم ایستاده است
با سنگی در کف اش

 

توفانی در نسیم

 

 منبع: جدید آنلاین

با مراجعه به جدید آنلاین می توانید فیلم توفانی در نسیم را مشاهده کنید.

فیلم توفانی در نسیم

محمد شمس لنگرودی در ۲۶ آبان ۱۳۲۹در محلۀ آسید عبدالله لنگرود به دنیا آمد. دورۀ دبستان و دبیرستان را در لنگرود و دورۀ دانشگاه را در رشت طی کرد. تساهل و فضای فرهنگی رشت از جمله کتاب فروشی‌ها، جوانان روشنفکر و بحث‌های ادبی فراوان، فضای ذهنی بازتر و وسیع‌تری به او بخشید. تأثیر دانشگاه را نیز که آدم‌های گوناگون در آن گرد آمده بودند و به قول خودش یکی اهل سینما، دیگری اهل موسیقی و سومی اهل شعر بود، نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

شمس در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شد. پدرش از روحانیان و امام جمعۀ لنگرود بود. در جوانی به چپ مذهبی گرایش یافت. اما هیچ‌گاه مبارز سیاسی فعالی نشد. طبع ملایم او به افکار تند راه نمی‌داد. به لحاظ فکری تحقق‌پذیری عدالت را در همان راهی می‌جست که مارکس و انگلس گشوده بودند، اما همواره گرایش مذهبی‌اش برجا ماند: "همین الان هم، خیلی‌ها هستند که به زبان مذهبی صحبت می‌کنند، اما عملاً حرف مارکس را می‌زنند".


ادامه مطلب
۱


انگار حال خوشی ندارد
گاهی سعادت از در و دیوار من می بارد
گاهی
مینی فراموش شده در جنوب فرانسه است
و زیر میز نهار خوریم منفجر می شود.

 

۲

طوری متهمم می کنید
انگار
سوسکی را کشته ام
آدم بود
به سزایش رسید.

 

رباعي محبوب من شمس لنگرودي منتشر شد

 

منبع: ایسنا

كتاب «رباعي محبوب من» به كوشش محمد شمس لنگرودي منتشر شد
.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي اين شاعر و پژوهشگر، كتاب يادشده گزينه‌اي از بهترين رباعيات از رودكي تا نيماست كه به همراه مقدمه‌اي انتشار يافته است.

شمس به اين موضوع اشاره كرد كه در اين مقدمه به اين موضوع پرداخته ‌است كه از نظر او، رباعي خوب چه رباعي‌اي است و چه شد كه از ميان هزاران رباعي، اين رباعي‌ها را انتخاب كرده است.

نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهره‌هاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوت‌هاي آن‌ها پرداخته است. همچنين رباعي‌هاي سبك‌هاي مختلف را به ‌صورت فشرده بررسي كرده است.

«رباعي محبوب من» به تازگي از سوي نشر مركز منتشر شده است.

شمس لنگرودي همچنين بخشي از بهترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را كه در طي ساليان دراز استخراج كرده، با بازبيني و دوباره‌خواني، در قالب كتابي با عنوان «روزي كه برف سرخ ببارد» به چاپ خواهد رساند.

او از سوي ديگر، مجموعه‌ي‌ شعر «لب‌خواني‌هاي قزل‌آلاي من» شامل ‌120 شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. مجموعه‌ي شعر «مي‌ميرم، به جرم آن‌كه هنوز زنده بودم» شامل ‌60 شعر كوتاه هم حروف‌چيني‌اش تمام شده و از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين دو مجموعه‌ي شعر با بن‌مايه‌هاي فلسفي همراه‌اند.

ديگر مجموعه‌هايي كه شمس به آماده‌سازي آن‌ها مي‌پردازد، مجموعه‌ي ‌60 شعر عاشقانه و مجموعه‌اي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابي‌تان به خير، ببر برفي» است.

رمان «شكست‌خوردگان را چه كسي دوست دارد» اين نويسنده نيز از كسب مجوز انتشار بازمانده است.

روزي كه برف سرخ ببارد
شمس لنگرودي برترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را كتاب مي‌كند

 

منبع: ایسنا

شمس لنگرودي مجموعه‌اي از برترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را در يك
كتاب منتشر مي‌كند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر بخشي از بهترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را كه در طي ساليان دراز استخراج كرده، با بازبيني و دوباره‌خواني، در قالب كتابي با عنوان «روزي كه برف سرخ ببارد» به چاپ مي‌رساند.

به گفته‌ي شمس، عنوان كتاب برگرفته از اين بيت صائب است كه مي‌گويد: روزي كه برف سرخ ببارد از آسمان / بخت سياه اهل هنر سبز مي‌شود.

او با اشاره به اين‌كه انتخاب اين نام آگاهانه بوده، علت آن را اين‌گونه توضيح مي‌دهد كه قصدش اين بوده كه توجه را به سمت بيت‌هايي كه در شعر ايران بوده؛ اما خيلي مورد توجه قرار نگرفته‌اند، منعطف كند.

اين پژوهشگر كه پيش‌تر نيز «گردباد شور جنون» (سبک هندي و کليم کاشاني) را منتشر كرده، در كتاب جديدش بيش‌تر به سراغ شاعران سبك هندي و مكتب وقوع رفته و به جمع‌آوري شاه‌بيت‌هاي آن‌ها پرداخته؛ شاعراني همچون: صائب تبريزي، كليم كاشاني، طالب آملي، غني كشميري، ناصرعلي سهرندي، عرفي شيرازي، ظهوري ترشيزي و بيدل دهلوي.

به اعتقاد شمس، حافظ و مولانا و شاعراني از اين دست از جمله شاعراني هستند كه همه آن‌ها را مي‌خوانند و توجه به شعرشان زياد است؛ بنابراين او در اين كتاب به سراغ شاعران و شعرهاي مغفول‌مانده رفته و به نوعي خواسته تا مخاطبان كتابش به خواندن اين شعرها بپردازند.

او كه اين شعرها را از سال‌هاي نوجواني استخراج و فيش‌برداري كرده، حالا حدود دو ماهي است كه كار روي آن‌ها را براي انتشار در قالب كتاب شروع كرده و فكر مي‌كند تا دو ماه ديگر آن‌ را به پايان برساند.

«روزي كه برف سرخ ببارد» همراه با مقدمه‌اي از اين شاعر درباره‌ي ديدگاه‌هايش نسبت به شعر از سوي نشر مركز به چاپ خواهد رسيد.

همچنين كتاب شمس لنگرودي درباره‌ي رباعي با عنوان «رباعي محبوب من» در چند روز آينده از سوي نشر يادشده عرضه خواهد شد.

نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهره‌هاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوت‌هاي آن‌ها پرداخته است. همچنين رباعي‌هاي سبك‌هاي مختلف را به ‌صورت فشرده بررسي كرده است.

از سوي ديگر، شمس مجموعه‌ي‌ شعر «لب‌خواني‌هاي قزل‌آلاي من» شامل ‌١٢٠ شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. مجموعه‌ي شعر «مي‌ميرم، به جرم آن‌كه هنوز زنده بودم» شامل ‌٦٠ شعر كوتاه هم حروف‌چيني‌اش تمام شده و از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين دو مجموعه‌ي شعر با بن‌مايه‌هاي فلسفي همراه‌اند.

ديگر مجموعه‌هايي كه شمس به آماده‌سازي آن‌ها مي‌پردازد، مجموعه‌ي ‌٦٠ شعر عاشقانه و مجموعه‌اي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابي‌تان به خير، ببر برفي» است.

رمان «شكست‌خوردگان را چه كسي دوست دارد» اين نويسنده نيز از كسب مجوز انتشار بازمانده است.

شعری از ۲۲ مرثیه در تیر ماه

آیا برای گرم کردن بازارشان
به آتش‌تان کشیدند؟
حتا باد ایستاده بود و نگاه می‌کرد که شعله فرو بنشیند
حتا شاخه‌ها
از سوزاندن خود
تن زدند
کودکان اول ابتدایی
از هفت سالگی به عقب برگشتند
تا اعداد و حروفِ دروغ را نخوانند.
و به هنگامی که از مراسم‌تان بازگشتیم
دست نوشته‌های مجسمه‌ها بر کاغذ
بر پایه‌ی شکسته‌ی مرمری می‌لرزید
آنان
شرمناکِ سنگ بودن‌شان
سر به بیابان‌ها، رفته بودند.

شعری از ۲۲ مرثیه در تیر ماه

 

هیچ نماد و کنایه‌یی

                       در میان نیست

روزنامه‌ها همه تصحیح می‌شوند

سطرها

ردیف جنازه‌ی سوسک‌های له شده در چاپخانه‌هاست

عکس‌ها

نقاشیِ «گویا»

بر پیشخوان روزنامه فروشی

مردم

انگار که به روزنامه‌های سفید

                                نگاه می‌کنند

و آرزوها و آن‌چه را که در دل‌شان مانده

                                    مرور می‌کنند.

 

10 تیر 88

 

«قايق‌سواري در تهران» بهترین مجموعه سپانلو

 

منبع: روزنامه فرهيختگان

شمس لنگرودي:سپانلو از معدود شاعران بافرهنگ و باتجربه در حال حاضر است. اول از همه لازم است بگويم يكي از مشكلات اصل شعر ما ذهني‌گرايي است. اگرچه بعد از دوران مشروطيت تلاش زيادي براي خروج از اين ذهني‌گرايي صورت گرفت اما به هر حال نشد كه مانند شعر غرب بتواند به واقعيت‌هاي بيرون توجهش را جلب كند.

ازجمله شاعراني كه درواقع برون‌گرايي‌شان بيش از ديگر شاعران است و يك حركتي در اين جهت به شعر دادند (جدا از منوچهر شيباني كه اولين قدم‌ها را برداشت) فروغ فرخزاد و محمدعلي سپانلو بودند؛ در دو طريق مختلف.
اهميت شعر سپانلو در شعر معاصر در دو مقوله است. اول توجه به ظرفيت‌هاي شعري كه در اطراف، اشياي روزمره و تاريخ زندگي محاصره شده است و ديگري گريز از رمانتيسيسم كه از سال‌هايي به‌ويژه دهه ٣٠ تا اواخر دهه ٤٠ گريبانگير شعر ما  شده است. مجموعه اخير محمدعلي سپانلو بهترين مجموعه شعرش است. مشخصا مي‌توان روي دو شعر انگشت گذاشت. «چه گاو سبز قشنگي» و ديگري كه نام فرودگاه ندارد اما درباره فرودگاه است. اين دو شعر دستاورد هنري و تجربي سپانلو است كه مي‌تواند پيشنهادهايي براي ارائه شعرهاي بهتري باشد. اين كتابي است كه من به خوانندگان كتاب شعر توصيه‌اش مي‌كنم.

در اين سال‌ها كمتر كتابي بود كه به وزارت ارشاد برود و سالم بازگردد
 
من فكر مي‌كنم راهي كه تا امروز پيش گرفته شده نه تنها آينده‌ي روشني براي مديريت فرهنگي كشور ندارد بلكه فقط باعث تخريب هنر و ادبيات ما مي‌شوند.

منبع: ایلنا
ایلنا: مميزي ها و سانسورهايي كه در كتاب‌‌ها صورت مي‌گيرد، نه تنها باعث تخريب هنر و ادبيات ما مي‌شود بلكه آينده‌اي هم براي باعثان اين كار ندارد.
محمد شمس لنگرودي در گفت‌وگو با ايلنا با تشريح مشكلات مميزي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي طي سال‌هاي اخير گفت: من فكر مي‌كنم راهي كه تا امروز پيش گرفته شده نه تنها آينده‌اي روشني براي مديريت فرهنگي كشور ندارد بلكه فقط باعث تخريب هنر و ادبيات ما مي‌شوند چرا كه در اين سال ها كمتر كتابي است كه به وزارت ارشاد برود و سالم بازگردد.
شمس لنگرودي با اشاره به كتاب‌هايي كه در ارشاد گم مي‌شوند اضافه كرد: بسياري از آثار حتي بعد از اصلاحيه‌هاي سنگين كه بر آن مي‌خورد وقتي مجدد به ارشاد مي‌رود دوباره اصلاحيه به آن مي‌زنند البته گاهي هم اين كتاب ها در ارشاد گم مي شوند.
وي گفت: كتاب‌هايي كه به ارشاد مي‌رود، به صورت چهل تكه خارج مي‌شود و اين كار نه تنها براي مديريت فرهنگي كشور آينده‌اي ندارد بلكه به شدت به ادبيات ما تخريب وارد مي‌كند .

”شکست خوردگان را چه کسی دوست دارد” هنوز در ارشاد است

 

منبع: ایلنا 

"شکست خوردگان را چه کسی دوست دارد" بدون هیچ اصلاحیه ای از 2 سال پیش در ارشاد در انتظار مجوز مانده است.کتاب تحقیقی "رباعی محبوب من"گزینه ای از بهترین رباعی های ایران از زمان رودکی تا نیماست

 

ایلنا: رمان"شکست خوردگان را چه کسی دوست دارد"نوشته محمد شمس لنگرودی از دو سال پیش تا کنون موفق به دریافت مجوز نشده است.
شمس لنگرودی در گفتگو با ایلنا ضمن اشاره به آثار تازه منتشر شده خود گفت: کتاب تحقیقی "رباعی محبوب من"گزینه ای از بهترین رباعی های ایران از زمان رودکی تا نیماست که مجوز چاپ گرفته و توسط نشر مرکز به زودی منتشر خواهد شد.
لنگرودی به مجموعه شعر "میمیرم به جرم آنکه زنده ام" اشاره کرد وافزود:این کتاب مجموعه ای از 60 شعر کوتاه است که هنوز به ارشاد داده نشده و قرار است توسط نشر چشمه منتشر شود.
وی از کار دیگر خود به نام"لب خوانی های قرل آلای من"نام برد و گفت:این مجموعه شعر نیز به زودی توسط نشر آهنگ دیگر منتشر خواهد شد.
شمس لنگرودي در مورد رمان"شکست خوردگان را چه کسی دوست دارد" گفت: این کتاب بدون هیچ اصلاحیه ای از 2 سال پیش در ارشاد در انتظار مجوز مانده است.

 

محمد شمس لنگرودي:

علاقه‌ي من به مولانا به خاطر كيفيت شعرش است

منبع: ایسنا
محمد شمس لنگرودي گفت: مولانا را به پاس اعتلاي شعرهايش احترام
مي‌كنم؛ نه گرايش‌هاي عرفاني كه در آثارش دارد.

اين شاعر در آستانه‌ي روز بزرگداشت مولانا (هشتم مهرماه) در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: در تاريخ ما، اعتلاي عرفان به نوعي نتيجه‌ي حمله‌ي مغول به سرزمين ايران بوده است. اگر چه عرفان پيش از حمله‌ي مغول در ايران وجود داشته؛ اما اوج‌گيري آن از پس شكست ايرانيان در برابر مغول‌ها بوده است. از اين منظر، عرفان نوعي فرار به درون است براي نجات و رهايي يافتن از بيرون؛ بنابراين عرفان را مي‌توان يك راه انفعالي در برابر معضلات انساني دانست.

او افزود: نكته‌ي ديگر اين‌كه عرفايي كه در طول تاريخ عرفان ايراني پيدا شدند، با مشكلات برخورد‌هايي يكسان نداشتند؛ جرياني برخورد انفعالي و ذلت‌بار و شكست‌طلبانه داشته و يك جريان هم شورمندانه در جهت يافتن راهي ديگر براي معني دادن به زندگي بوده كه مولانا از نوع دوم بوده است.

شمس لنگرودي در ادامه گفت: بعد از شعر خراساني كه شعري سرخوشانه بود، كم‌تر شاعري را در ادبيات داريم كه به اندازه‌ي مولوي شعر سرخوشانه داشته باشد.

او همچنين متذكر شد: اما نكته‌اي كه در اين تحليل مدنظر من است، نه مسأله‌اي است كه مورد علاقه‌ي مورخان قرار دارد و نه آن بخشي است كه به عرفان مي‌پردازد؛ بلكه علاقه‌ي من به مولانا به خاطر كيفيت شعرش است.

اين پژوهشگر عنوان كرد: مولوي تنها شاعر ايراني نبوده كه چنين اعتقاداتي داشته؛ اما به ظاهر، تنها كسي بوده كه با چنين اعتقاداتي، شعرش به اين اعتلا رسيده است؛ بنابراين تصريح دارم علاقه‌ي من به مولوي نه به خاطر باورهايش؛ بلكه به خاطر شعرهايش است كه در شعريت به اعتلا مي‌رسد و به جايي مي‌رسد كه گاه با شعر ناب روبه‌رو مي‌شويم كه شباهتي غريب به رقص پيدا مي‌كند. اگر همان‌طور كه پل ‌الوار مي‌گفت، در نظر بگيريم، نثر مثل راه رفتن براي رسيدن به مقصدي است؛ اما شعر مثل رقصيدن است كه هدفي جز خود ندارد. در واقع، اعتلاي رقص در هرچه بهتر رقصيدن است و اعتلاي شعر در شعريت آن است. به عبارتي، اعتلاي شعر جايي است كه دريافت و فهم مي‌شود؛ اما به روايتي قابل بيان نمي‌رسد؛ مثل اين بيت مولوي: «گفتي اسرار در ميان آور / كو ميان اندر اين ميان كه منم؟».

او ادامه داد: اين شعر اگر چه به نظر مي‌رسد كه آسان‌ياب است، با كمي دقت متوجه مي‌شويم كه چنين نيست. معناهاي پوشيده‌اي در آن است و اين‌جاست كه به خاطر شعريت، شعر مولانا احترام‌برانگيز مي‌شود.

شمس لنگرودي با تمايز قائل شدن بين «مثنوي معنوي» و «غزليات» مولانا خاطرنشان كرد: « مثنوي معنوي» بيش از اين‌كه شعر باشد، درس و بحث و آموزش مولوي است. مولوي در غزلياتش شاعر است و من غزلياتش را دوست دارم. علاقه‌ي چنداني به «مثنوي» مولوي ندارم؛ زيرا چندان به آن رويكردش در زندگي علاقه ندارم. نبايد فراموش كنيم كه «مثنوي معنوي» نتيجه‌ي اعلام نوعي دانستگي مولوي است. او در «مثنوي» درس مي‌دهد؛ چون به گمانش جهاني را كه مي‌شناسد، تبيين مي‌كند؛ اما «غزليات» مولوي نتيجه‌ي شور نادانستگي است.

پوستر برای نسخه انگلیسی 22 مرثیه در تیر ماه

کاری از: محسن اکبرزاده

وبلاگ دورگه 

2 طرح جلد برای 22 مرثیه در تیر ماه

کارهای مریم فرزانه

«رباعي محبوب من» مجوز نشر گرفت
شمس لنگرودي شعرهاي تازه‌اش را به چاپ مي‌سپرد

 

منبع: ایسنا

شمس لنگرودي با اشاره به مجوز گرفتن كتاب «رباعي محبوب من»، از آماده‌سازي شعرهاي جديد‌ش براي انتشار خبر داد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «رباعي محبوب من» كه به گفته‌ي نويسنده، حدود 9 ماه در انتظار كسب مجوز نشر بوده، مهرماه از سوي نشر مركز منتشر خواهد شد.

نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهره‌هاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوت‌هاي آن‌ها پرداخته است. همچنين رباعي‌هاي سبك‌هاي مختلف را به ‌صورت فشرده بررسي كرده است.

شمس گفت، حالا كه اين كتابش اجازه‌ي انتشار پيدا كرده است، چند مجموعه از شعرهاي جديد‌ش را هم براي انتشار آماده مي‌كند.

او مجموعه‌ي‌ شعر «لب‌خواني‌هاي قزل‌آلاي من» شامل 120 شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. همچنين مجموعه‌ي شعر «مي‌ميرم، به جرم آن‌كه زنده بودم» را شامل 60 شعر كوتاه به نشر چشمه خواهد داد. اين دو مجموعه‌ي شعر با بن‌مايه‌هاي فلسفي همراه‌اند.

ديگر مجموعه‌هايي كه شمس به آماده‌سازي آن‌ها مي‌پردازد، مجموعه‌ي 60 شعر عاشقانه و مجموعه‌اي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابي‌تان به خير، ببر برفي» است.

رمان «شكست‌خوردگان را چه كسي دوست دارد» اين نويسنده نيز از كسب مجوز انتشار بازمانده است.

«رفتار تشنگي»، «در مهتابي دنيا»، «خاكستر و بانو»، «جشن ناپيدا»، «قصيده‌ي لبخند چاك چاك»، «نت‌هايي براي بلبل چوبي»، «پنجاه و سه ترانه‌ي عاشقانه»، «باغبان جهنم» و «ملاح خيابان‌ها» ديگر مجموعه‌ها‌ي شعر منتشرشده‌ي شمس لنگرودي و «رژه بر خاك پوك» رمان منتشرشده‌ي اوست.

«مکتب بازگشت» (تحقيق در تاريخ و شعر دوره‌هاي افشاريه، زنديه و قاجار)، «گردباد شور جنون» (سبک هندي و کليم کاشاني)، «از جان ‌گذشته به مقصود مي‌رسد» (آثار و احوال نيما يوشيج) و «تاريخ تحليلي شعر نو» هم ديگر كتاب‌هاي پژوهشي او هستند.

کلیپی از

ناصر دستیاری

شعری از کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه

 

 

مهرداد جهانگیری

 

لبخند بزن
به بازی بگیر زندگی مضحک را
که سطر به سطر
سیاهی موهایت را گرفت
که شعر رو سفید شده باشد.
زندگی جهنمی بیش نبود
اگر تو باغبانش نبودی.

 

Free counter and web stats