سینمای شاعرانه
سخنرانی در خانه ی سینما
منبع: هفته نامه ی طبرستان سبز شماره ی ۷
موضوع صحبتم سینمای شاعرانه است ولی ناگفته پیداست که من از سینما صحبت نمیکنم. از سینمای شاعرانه هم خیلی حرف نمیزنم. از این صحبت میکنم که شعر، یا درستتر بگویم، مکانیسم شعر چه هست که چیزی به نام شاعرانه به وجود میآید. و بر اساس کالبد شکافی شعر و آشکار کردن مقولة «شاعرانه»، به نظرم نشان میدهم که هر مقولة شاعرانه از جمله سینمای شاعرانه چگونه پدیدهای است. به نظر می رسد که تصور عمومی بر این است که اگر در فیلمی مه زیاد باشد آن فیلم مه آلود شاعرانه است. یا اگر اسب سفیدی در مه آرام رد شود شاعرانه است ولی اگر تند رد شود شاعرانه نیست. می خواهم بگویم که شاعرانگی یک اثر ربطی به اسب و مه و باد ندارد. بلکه شاعرانگی به مکانیسم و مفهوم شعر مربوط است که عرض می کنم. برای رسیدن به هدفم از اینجا شروع میکنم که ما سه نوع متن داریم. متنی که فقط یک مفهوم را به طرف منتقل میکند. در این نوع متن، لغت نقش تعیین کنندهای ندارد و مثلا «من تشنه هستم» یک خبر را منتقل میکند، که نوع انتقال این خبر میتواند به صورت نثر یا نظم باشد. دراین دو نوع متن ما ارتباطی با شعر نداریم.