شعر:

شعر:
رفتار تشنگی
مؤلف – 1355
رهايش ( اگر عشق ات با من نبود )
به لبخنده ای هزار گونه
دلم را به تسكيني خواهاني .
اي تو گذاره ات همه با آفتاب
رهايش دلم را
نيايش هزار ساله ي عيسايي بايد .
اگر عشق ات با من نبود
ديري ست حاليا
كه زندگي ام را باخته بودم
و با دردهاي گرانم ساخته .
روئينه تن
نبرد ميداني را
كه مقصودش تويي
به هميشه من بوده ام .
تو از سلاله ي خوابي ، تو از سلاله ي آفتابي .
تو از سلاله ي شبنمي پنهاني
كه درياها را به نبرد با اشكم فرا مي خواني .
و گفتارت همه
دلمشغولي گرانم را
زخم بندي پاياست
كه پيروزيم همه
از در پناه تو بودن .
نامت كليد زندگي من !
به اشارتي
هزارگونه
به تسكيني
دلم را خواهان باش .
شعر:

در مهتابی دنیا
نشر چشمه – 1363 – چاپ دوم
چمخاله .
آسمان درخشان .
- مادر !
من يك ستاره مي خواهم .
- اين ها مال خداست پسرم
تو بايد ساكت بنشيني .
- مادر !
مي خواهم سوار قايقي بشوم
و همه ي درياها را بگردم .
- دريا را اعتباري نيست پسرم
تا نيم ساعت ديگر خدا مي داند كه چه توفاني خواهد شد .
بعد
دريا
ترا چون مرجاني با خود مي برد
تو بايد ساكت بنشيني .
- مادر !
بگذار ، بر ساحل نمناك ، رو در روي فرشتگان بخوابم .
- پسرم !
اين ها كه در لباس هاي معطر دهانه ي دريا را پر كرده اند
ترا با خود مي برند
بعد
من
ديگر پسري ندارم
تو بايد ساكت بنشيني .
- مادر !
پيراهن روشني مثل پيراهن اين پسر مي خواهم .
- از ململ ماه و كتان ستاره ها پيرهنت را مي دوزم پسرم
تو بايد ساكت بنشيني .
آرام
دست در دست
به جانب خانه باز مي گردند ؛
مادر
نسيم شكسته يي ، كه رو در رويِ ستاره ي بخت اش آه مي كشد
پسر
موج ستارگان و پيراهن روشني
كه بر زورق شوخ ساحلِ ناپيدا تاب مي خورد .
شعر:

خاکستر و بانو
نشر چشمه – 1365
از: 3 شعر براي يك دختر گنگ
در كه مي گشايد
از پاي پله نگاه مي كنم –
لبخند زلالش از رؤياست
كهكشان نگاهش از رؤياست
گلبوته ي شكسته ي دامانش
دست و دهانش .
آه ، جسميت رؤيا ، خاك بكر ازل !
تو آرزوي زني هستي كه به چهره ي انسان در آمدي .
از پاي پله نگاه مي كنم –
كاجي نقره گون در بخار ماه و بانگ مرغ شباويزي .
چهل كودك در جانش همهمه مي كنند و او به خاموش كردن شان
مشغول است .
( آرام گيريد
كودكان !
اين زن
در چشمه سار بلوريني زاده شد
كه صخره و سيمابش
بي اختيار سوسن و گل مي شوند . )
بر پلكان بيست سالگي ات ايستاده اي
بي بيست پله در پايين
بي هيچ آسمان در بالا –
پله يي
بي نرده و
بي حفاظ ...
شعر:

جشن ناپیدا
نشر چشمه – 1367
- پسرم ، ببين چه كسي به در مي كوبد
- در باز است پدر
- نگاه كن ، چه كسي به جانب آشپزخانه قدم
بر مي دارد
چه كسي
چاقوها را تيز مي كند
- در آشپزخانه كسي نيست
پدر
- اين لكه هاي برف و علف پس چيست ؛
جا پنجه هاي گل آلودي كه تكان مي خورند .
خم شده در كف اندوهبارش ، احساس مي كند ،
گلويش درهم مي فشرد .
- پسرم ، بيا و پنجه ي تاريك را از حنجره ام دور كن !
- جز ملحفه ي سفيد و چهره ي برف آلودت
چيزي نمي بينم
پدر .
شعر:

قصیده ی لبخند چاک چاک
نشر مرکز – 1369
کتاب قصیده شامل سه دفتر شعر با نام های قصیده ی لبخند چاک چاک، چتر سوراخ و اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید است. فضای حاکم بر این سه مجموعه یادآور دوران جنگ، زندان، تبعید و رعب و وحشت... سال های شصت است.
از کتاب چتر سوراخ:
ـ به كندن واش ها و اندُهان دلم مي روم
ـ يخباد تيره گونه هاي ترا زخم مي زند .
ـ از باد تيره پريشان ترم پسرم .
ـ پسرت به دنيا مي آيد
و پريشانت از جهان خواهد رفت .
ـ آبستن پسري نيستم
باردار گرسنگي ام .
خميده در هواي تيره و سرما و باد
هرزه علف ها را مي كند ،
مي ريزد
در دلش .
از کتاب اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید:
تو ديگر نيستي .
انار شكسته يي كه خاطره هاي خونين اش تنها ، بر دست و دهان مي ماند .
تو ديگر نيستي ،
مگر به صورت شعري در دهان
و لمس سرانگشت هاي تمام شده ات
در دست هاي مان .
شگفت ، لعلگونه ، درخشان ، پرداخت شده ، آبگون ، …
انار دهان گشوده
از اين بيش
نمي ماند بردرخت .
شعر:

نت هایی برای بلبل چوبی
نشر سالی – چاپ اول 1379 – چاپ دوم 1383
اين پرنده ي بي قرار
با نُت زنگ زده در گلو
دنباله ي آوازش را چه گونه بخواند !
آيا زمان آن رسيده كه ديگر
با عصايي
از شاخه هاي سرخ گلي زير پر
از شاخه اي به شاخه ي ديگر پر گيرم ؟
تا كي بايد منتظر بمانم .
چهل و هفت سال !
چهل و هفت خار !
كه به هر خاري
دسته گلي بسته است .
از اين پيش تر چرا
معناي چهل را نمي فهميدم
مي خواستم در آسمانِ بهار بنگرم
و مسيح را ببينم
مي خواستم ببينم
به صليب ماندگان ، چه گونه
بر استر جاودانگي مي نشينند ،
اما نگاه كن كه چه باراني باريده است .
مي خواستم ترانه ي داوود را بشنوم
و ببينم
آوازهاي جاودانه را با چه نت هايي مي نويسند ،
آخر من
چهل و هفت ساله ام
و مداد من
بوي خون تاج مسيح مي دهد
و نمي دانم ديگر
آفتاب و پرندگان
چه هنگامي زيبايند .
چهل و هفت سال !
و اين براي پرنده اي كه آوازش را
پيشاپيش
قسط لانه ي خود كرده
هيچ عمر كمي نيست .
به كجا خواهي رفت
و روزگارت را چرا
به چراغ هاي قرمز مي بخشي
بي آن كه در سراسر عمرت
صداي به هنگامي بشنوي .
با اين همه بازگشتي اگر و مرا نديدي
و اگر ديدي كه اجاق ها خاموش است
و سايه هاي خانه تو را نمي شناسند
نگران چيزي مشو
بنشين و ببين
شايد كسي به نام محمد
هرگز بدين جهان نيامده باشد
شايد كسي كه تو مي شناخته اي
مرغي غريب با بال هاي سفيد بود
كه بر ملافه ي ارزاني نقش بسته بود
و به رهگذرانش بخشيدي .
آخر ببين چه گونه سراپايم سفيد مي شود
بي آن كه دانه اي گندم
در هيچ آسيابي
آرد كرده باشم .
شعر:

پنجاه و سه ترانه ی عاشقانه
مؤسسه ی انتشاراتی آهنگ دیگر – 1383 – چاپ سوم
تو هم چون شعري
كه هر چه دروغ مي گويي ، زيباتر مي شوي .
از من مپرس از چه تو را مي پرستم
بتي از سنگي
سرد چون بلور
بطالت روزي تابستاني بر دريا .
از من مپرس از تو چرا ناگزيرم
اي خون !
دقايق آخر !
مريم بي شوي !
عيساي نازاده صليب شده را
در آغوشت بگير .
شعر:

باغبان جهنم
مؤسسه ی انتشاراتی آهنگ دیگر – 1383 – چاپ دوم
باران
ببار
ببار و خيابان ها را غرق كن
بر سر اين چهار راه
در انتظار نوحيم .
باران ببار و تنگ حوصلگي مكن
آب ، اگر از سر نگذشته باشد
كشتي نوح
نخواهد رسيد .
نوح خواهد آمد
و كبوترش را
بر ميدان ها و اداره هاي دفن شده در توفان
رها خواهد كرد
تا بر نك بانك ها بنشيند
و از رستگاري
خبر آورد .
قدري شتاب كن باران
ببين دلال هاي چوب
چه گونه بر هر سويي مي دوند و عرق مي ريزند
باران
ببار و خيابان ها را غرق كن
و فقط لامپ ها را نپوشان
كه چهره ي نوح را ببينيم
ما از جماعت كشتي
فقط ابليس را مي شناسيم .
تحقیق:

گردباد شور جنون ( سبک هندی و کلیم کاشانی )
چاپ اول نشر آدینه – 1366
چاپ دوم نشر چشمه – 1367
تحقیق:

مکتب بازگشت
تحقیق در تاریخ و شعر دوره های افشاریه، زندیه و قاجار – 1372
تحقیق:

تاریخ تحلیلی شعر نو ( 1284 – 1359 ) – چهار مجلد
نشر مرکز – چاپ اول 1370 – چاپ چهارم 1384
تاریخ تحلیلی شعر نو، تاریخ جامعه شناختی یک دوره از شعر نوین ایران ( 1284 – 1357 ) است که با استناد به قریب به تمام کتاب ها و نشریات حاوی شعر نو هفتاد و اندی سال مورد بررسی، نوشته شده است. تقسیم بندی کتاب در چهار جلد، تقسیمی است تاریخی، و مبتنی بر سه مقطع از تاریخ که در شعر نو ایران تحولی رخ داده است. تدوین کتاب بر اساس سال است، و در بررسی وضع شعر نو هر سال، نخست فهرستی از کتاب های منتشره و نشریات شعر نو آن سال داده شده است. و سپس مهم ترین کتاب ها، همراه با نقدهای مطرح، ذیل « نقد و نظر » آن کتاب آورده شده است. بدین ترتیب، این کتاب اگر چه تاریخ تحلیلی شعر نو در ایران است ولی سه مجموعه ی دیگر، یعنی کتابشناسی شعر نو، نشریات هفتاد سال شعر نو، و فهرست هفتاد سال نقد بر شعر نو فارسی را نیز شامل می شود که جای نسبتا خالی آن ها نیز احساس می شد.
تاریخ تحلیلی شعر نو، نخستین تاریخ شعر نو در زبان فارسی است.
تحقیق:
از جان گذشته به مقصود می رسد ( آثار و احوال نیما یوشیج )
نشر قصه – از مجموعه ی چهره های قرن بیستمی ایران – چاپ اول 1380 – چاپ دوم 1384
داستان کودکان:
شبی که مریم گم شد
تصویرگر: سارا ایروانی – انتشارات پیک دبیران – 1378
رمان:

رژه بر خاک پوک
چاپ اول نشر مرکز – 1370
چاپ دو نشر قصه – 1382
خیلی از آن سال ها گذشته و بسیاری از آن ماجراها هم از یادم رفته است. من چه می دانستم روزی مجبور می شوم خاطرات آن همه سال را بنویسم: سال هایی عجیب، جادویی، پیچیده در مه و سم اجنه و دریا.
می دانم خاطرات فقط وقتی ارزش گفتن دارند که مشکلی از مشکلات را حل کنند، و وقتی که به صورت مشتی ماجراهای عجیب و غریب و افسانه وار در می آیند که خود من هم الان به زحمت باورشان می کنم نوشتن شان هیچ گونه ارزشی ندارد، اما نمی دانم چه چیزی یا چه کسی مرا به یاد آن خاطره ها می اندازد، و آن روزگار مثل جریان آبی در روحم بخار می شود؛ چشم و دهانم را باز می کند، و با دست هایی که نمی دانم تا امروز کجا بوده اند وادار می شوم که این چیزها را بنویسم.
من در پال به دنیا آمدم.

بازتاب زندگی ناتمام
مجموعه ی گفت و گوها به کوشش مژگان معقولی – مؤسسه ی انتشاراتی آهنگ دیگر – 1385
بازتاب زندگی ناتمام گزینه ای از مصاحبه های شمس لنگرودی از سال 1370 تا پایان سال 1383 است.
این کتاب در واقع ادامه ی آثار پژوهشی او و توضیحات تکمیلی بر این آثار است. بازتاب زندگی ناتمام تاملی بر مهم ترین مسائل شعر امروز ایران و سیر تحول شعر فارسی از دهه ی شصت تا سال های اخیر است.

توفانی پنهان شده در نسیم
گزیده ی اشعار به انتخاب بهاء الدین مرشدی – نشر چشمه - 1385
شعر ، همچون مليله ي آبي