نویسندگی مثل رانندگی است
مريم آموسا
منبع: ايبنا
«شمس لنگرودی» در گفت و گو با خبرگزاري كتاب ايران (ایبنا)، گفت: سالها پیش در گفت وگویی که با «بیژن نجدی» داشتم، خاطرنشان کردم تمام چیزهایی که مینویسم، برای یافتن پاسخی به نادانسته هایم است.
نویسنده کتاب 4 جلدی «تاریخ تحلیلی شعر نو» افزود: شعر، همواره در تمام زندگی با من همراه بوده است و من تنها خود را شاعر می دانم و چیزهايی دیگري از جمله نقد و تحقیق كه مي نويسم، در حاشیه زندگی ام قرار می گیرند.
وی درباره فعاليتش در حوزه داستان گفت: تنها براي رضایت خودم داستان می نویسم، از این رو اگر داستانی من را ارضا کند، دیگر کاری به نقدها وحرف های پیرامونی اش ندارم.
«لنگرودی» با بیان این که نوشتن داستان برای او جنبه کشف و شهودی دارد، یادآور شد: وقتی دست به قلم میبرم تا موضوعي كه ذهنم درگير آن است را در قالب داستان بيان كنم، هيچ تلاشي براي پيشبرد داستان نمي كنم؛ بلكه داستان بايد با انرژي دروني خود پيش برود.
وی افزود: نوشتن رمان «شکست خوردگان را چه کسی دوست دارد» را در سال 1376 در هلند شروع کردم و 10 سال مشغول نوشتن این رمان بودم و بارها اين رمان را ويرايش كردم تا در شكل فعلياش در 116 صفحه آماده چاپ شد.
«لنگرودی» افزود: خودم را داستان نويس نمي دانم پس هرگز احساس كم كاري نمي كنم. تاكنون 2رمان و 3داستان کوتاه نوشتهام و البته نمیدانم آيا داستان ديگري خواهم نوشت.
وی افزود: هر زمان که داستان یا رمانی از نظر ذهنی مرا ارضا کند،آن زمان دیگر یقین پیدا میکنم که این داستان کامل شده است.
لنگرودی با بیان این مطلب که براي نوشتن داستان وسواس به خرج
نمی دهد،گفت:هر از گاهی در دانشگاه،
داستان نویسی درس می دهم،از این رو در جریان داستان نویسی هستم. زماني كه داستانی از آب و گل در بیايد، متوجه می شوم که خوب است یا نه.
شاعر «باغبان جهنم» یاد آور شد: هر داستان براساس حال و هوایی که دارد، زبان و فرم خودش را می یابد، مثلا سبک نگارش «رژه بر خاک پوک» رئاليسم جادویی بود. اما رمان در دست چاپ ام سبک دیگری دارد .
وی افزود: من شاعرم، در داستان نيز مهمترین دغدغه ام زبان است. برایم بسیار مهم است که زبان داستانم موزون و ريتميك باشد، البته منظورم از ريتميك بودن سانتی مانتاليسم نیست.
«لنگرودي» تاكيد كرد: در داستان سعی می کنم فضا سازی به شعر پهلو بزند و گرايشي به لحن شاعرانه ندارم. شاعرانگی بايد در ذات تصاویر جلوه کند.
این شاعر به نثر شاعرانه كه از آن گریزان است، گفت: مثلا نجدی در داستانهايش از زبان شاعرانه بهره می گیرد، اما من نه.
وی داستان نویسی اش را متاثر از شعر مي داند و ادامه مي
دهد: سبك سورئاليسم را دوست دارم. در شعرها و داستانهایم نيز به رغم سادگی، رگههایی از سورئالیسم به چشم می خورد .
«لنگرودی» با بیان این مطلب که هر یک از شاعران و نویسندگان به نوعی از کار یکدیگر تاثیر می پذیرند، گفت :من در دوره ای متاثر از کافکا و در دوره ای نیز متاثر از سروانتس بودم ،اما باید یادمان باشد که زمان نوشتن بايد شبیه خودمان باشیم .
وی درباره تاخیر در انتشار آثار داستاني اش گفت: چاپ یک اثر به رضایت خاطرم از آن اثر بستگی دارد. وقتی یک اثر، چنین حسی را به من ندهد، آن قدر رویش کار می کنم، که مرا در چنین فضایی قرار بدهد.
«لنگرودی» درباره داستان معاصر گفت: با اينكه از خواندن داستان لذت مي برم، اما به فضای داستان امروز ایران تسلط ندارم. از این رو در این حوزه نمی توانم اظهار نظر کنم.
وی درباره انتشار داستان هاي کوتاهش گفت: تعداد داستان کوتاهم هنوز به تعداد معقول نرسیده است، از این رو هنوز قصد انتشار داستان كوتاه ندارم.
وی درباره شخصیت پردازی در داستان هایش گفت: «بزرگي مي گويد: هر داستان نویس هم کارگردان و هم بازیگر نقشهای داستانش است.»
لنگرودی ادامه داد: یک نویسنده با خلق شخصیت هاي متعدد، گوشههايي از شخصيت خود را به نمايش مي گذارد.
نویسنده كتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» یادآورشد: البته اين بدان معنا نيست كه شخصیت های یک داستان، کپی شخصیت نویسنده هستند. نویسنده برای خلق یک شخصیت گاه از چند نفر الگو بر می دارد.
«لنگرودی» درباره شخصيتهاي داستان هاي خود افزود: با شخصیت داستانهایم مدتهاست که زندگی میکنم، در رمان در دست انتشارم، شخصیتی به نام «حمید اجتماعی» حضور دارد كه در عالم واقع نيز فردي با همين نام در زندگي ام حضور دارد و قصد تقديم اين كتاب را به او دارم.
این شاعر در پایان گفت: بیشک هر نویسنده ای که اثری را خلق می کند، متاثر از فضای اجتماعی و زیستی خود است. من نیز در داستان هایی که تاکنون نوشته ام ، چنین فضایی را تجربه کرده ام.