تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
شعر برای الیانا


اینجا / آنجا

  

             

اینجا شب است

آنجا روز

اینجا ستاره ها

در چند متری من می لرزند

میلی به گرفتن شان ندارم

آنجا دورند

دور، مثل فاصله ی پای خسته ی من تا اتاقت.

 

رویاهایم پرچم - پاره ای است که زخم سینه ی سربازم را بسته ام

رویاهای تو

پیراهن تازه ای

که برای جشن پیروزی آویخته است.

 

اینجا شب است

شبی که درختان بیدارند

و پرندگان می لرزند

آنجا روز است

روزی وسیع

که پرندگان و درختان

جای یکدیگر

سبز می شوند، چهچهه می زنند.

 

اینجا شب است

آنجا روز

 

به خیابان قدم می گذاری

تکه یی از روز

کف پایت می چسبد

و تا عروب

در قلبت موج می زند

به دلم روشنی می بخشد.

                                     ۸۷/۱/۱۲        

|+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 12:30