تبليغاتX
\ شمس لنگرودی - ملاح خیابان ها 4

 

آرام باش عزيز من آرام باش

حكايت درياست زندگى

گاهى درخشش آفتاب، برق و بوى نمك، ترشح شادمانى

گاهى هم فرو مى‏رويم، چشم‏هاى‏مان را مى‏بنديم، همه جا   تاريكى است،

 

آرام باش عزيز من

آرام باش

دوباره سر از آب بيرون مى‏آوريم

و تلألوء آفتاب را مى‏بينيم

زير بوته‏ئى از برف

كه اين دفعه

درست از جائى كه تو دوست دارى طالع مى‏شود.

   83/2/26

Free counter and web stats