تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
رژه بر خاک پوک

رمان:

 

 

 

رژه بر خاک پوک

چاپ اول نشر مرکز 1370

چاپ دو نشر قصه 1382

 

 

خیلی از آن سال ها گذشته و بسیاری از آن ماجراها هم از یادم رفته است. من چه می دانستم روزی مجبور می شوم خاطرات آن همه سال را بنویسم: سال هایی عجیب، جادویی، پیچیده در مه و سم اجنه و دریا.

    می دانم خاطرات فقط وقتی ارزش گفتن دارند که مشکلی از مشکلات را حل کنند، و وقتی که به صورت مشتی ماجراهای عجیب و غریب و افسانه وار در می آیند که خود من هم الان به زحمت باورشان می کنم نوشتن شان هیچ گونه ارزشی ندارد، اما نمی دانم چه چیزی یا چه کسی مرا به یاد آن خاطره ها می اندازد، و آن روزگار مثل جریان آبی در روحم بخار می شود؛ چشم و دهانم را باز می کند، و با دست هایی که نمی دانم تا امروز کجا بوده اند وادار می شوم که این چیزها را بنویسم.

    من در پال به دنیا آمدم.

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:55 |