تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
اکتاویوپاز

چهار شعر از اکتاویوپاز

ترجمه ی مهستی پاشاپور

 

 

 

پگاه

بر شن

پرنده می نویسد

خاطرات باد را.

 

 

 

نوشتن

رسم می کند این حروف را

مثل روز

که تصاویرش را می کشد

و می دمد و جاروشان می کند

بی ان که دوباره برگردد

 

 

 

خورشید

خورشید کوچک

آرام، روی میز-

ظهر همیشگی.

 

بی بهره ی چیزی است:

شب.

 

 

 

باران باریده است

باران باریده است

ساعت، چشمانی عظیم است

و ما

همچون بازتاب هایی

به درون آن

در آمدن و

رفتنیم.

 

رودخانه ای از موسیقی

در خونم جاری است

اگر از " جسم " بگویم، می گوید " باد "

اگر از" زمین " بگویم، می گوید " کجا "

 

دوگانه شکوفه، جهان، باز می شود

غمگنانه از آمدن

سرخوشانه از این جا بودن

سرگشته، در مرکزیت کور خویش.

|+| نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:51 |