تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
فدریکو گارسیا لورکا

دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا

ترجمه ی: فیروز مشرقی و مهستی پاشاپور

 

 

 

1 -

ماه در غروب

 

ماه مرده است، مرده است

ولی به وقت بهار، حیات دوباره یی خواهد یافت.

 

وقتی که در میان چهره های صنوبرها

باد جنوبی موج می زند.

 

وقتی که قلب مان

خرمن آه هایش را به زمین می گذارد.

 

وقتی که بام های سفالینه پوش

کلاه خرد علف بر سر می گذارند.

 

ماه مرده است، مرده است

ولی به وقت بهار، حیات دوباره یی خواهد یافت.

 

 

 

2

غروب به ترانه خوانی مشغول است.

" برسیوز " ی روی درختان پرتقال.

 

خواهر کوچکم آواز می خواند:

" زمین یک پرتقال است ".

 

و در اشک ها، ماه می گوید:

" می خواهم پرتقال باشم ".

 

راهی نیست، کودکم!

حتا اگر گلگونه شوی

و نه لیمویی زیبا.

 

آه که چه حیف شد! 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:20 |