تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
تقدیر گوهران

سپانلو ، شمس، سميعي و پوري تقدير شدند

 

 

محمدعلي سپانلو، محمد شمس لنگرودي، عنايت سميعي و احمد پوري تقدير شدند.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين چهره‌ها در زمينه‌ي شعر (سپانلو و شمس لنگرودي)، نقد (سميعي) و ترجمه (پوري) در پنجمين سال انتشار مجله‌ي «گوهران»، روز گذشته در مراسمي در خانه‌ي هنرمندان، تنديس گوهران را دريافت كردند.

در ادامه فيلم‌هايي كه براي اين چهار شخصيت ساخته بودند، به‌نمايش درآمدندمحمدعلي سپانلو در بخش‌هايي از فيلم اشاره كرد: شعر براي من يك عشق شخصي است. البته محرك‌هاي ديگري هم هست. انگيزه‌ي اصلي شاعر محبوبيت و شهرت نيست؛ براي من نوعي رضايت دروني است. اگر مخلوقات ادبيات صحيح آفريده شده باشند، در اين روزگار مي‌مانند. براي من كشف جهاني كه پيش از شعر نمي‌شناختم، بسيار اهميت دارد. امروز هنوز نيرومندترين دليل و بقاي شعر، وجه شهودي آن است.

او افزود: از مهم‌ترين كارهايي كه در اين سال‌ها كرده‌ام، معرفي كردن كساني بوده كه اولين كتاب‌شان درآمده است و امروز بعضي از آن‌ها مطرح‌اند. اگر كاري را بپسندم، با شوق و شور مي‌خوانم.

سپس فيلم محمد شمس لنگرودي به‌نمايش درآمد، كه در آن گفت: براي خيلي‌ها شعر به هيچ دردي نمي‌خورد، پاسخ من براي كساني است كه شعر و هنر به دردشان مي‌خورد. شعر و هنر خوابي است كه در بيداري براي آدم‌ها مي‌گذرد؛ زيرا آدمي تا جايي كه مقدور است، زندگي مي‌كند؛ اما از كودكي ممكن نيست به همه‌ي خواسته‌هايش برسد. آن‌چه را كه در ضمير ناخودآگاهش مي‌بيند، در ذهنش مي‌ماند. هنر مثل خواب و نوعي تخليه‌ي روحي است و خوانندگاني كه به اثر هنري مراجعه مي‌كنند، با خواندن، شنيدن و ديدن آن تسكين مي‌يابند.

اين شاعر افزود: هنر تحليل شكل‌يافته است كه اگر با فرهيختگي همراه شود، هنر متعالي مي‌شود و اگر با فرهيختگي همراه نباشد، هنر بازاري خواهد بود. هنر ادامه‌ي زندگي ناتمام است، بقيه‌ي زندگي است كه مقدور نيست از قوه به فعل درآيد. هنر براي هر كس، هر فرهنگ و مقطع سني يك نوع معنا دارد. خوانندگان جين آستين و ويليام فاكنر با خوانندگان كتاب‌هاي بازاري فرق مي‌كنند. فاكنر به مسائل پيچيده‌تري پاسخ مي‌دهد.

شمس لنگرودي همچنين اشاره كرد: در دوره‌ي جواني و نوجواني هر كس آرزوهاي خاصي دارد. هر چقدر تجربه و مطالعه بيش‌تر مي‌شود، به اين نتيجه مي‌رسيم كه درك ما از جهان، درك ماهي كوچك ته اقيانوس است. تا وقتي كه جلو مرگ را نگرفته‌اند، هنر هست. تا وقتي كه ناتواني انسان وجود دارد، دين و هنر هم وجود خواهند داشت؛ زيرا اين دو قرار است به نقص انسان پاسخ دهند. بنابراين تا وقتي انسان به مرحله‌اي نرسيده كه بر هستي تسلط يابد، هنر وجود دارد.

او در ادامه تنديس را دريافت كرد و گفت:‌ چند سال پيش در مسابقات جهاني يك آفريقايي اول شد، بعد از مسابقه از او پرسيدند كه در كدام باشگاه تمرين مي‌كردي، گفت، من در هيچ‌جا تمرين نمي‌كردم، روستاي ما با مدرسه فاصله زيادي داشت و من براي اين‌كه زودتر به مدرسه برسم، هر روز صبح مي‌دويدم.

شمس لنگرودي افزود: من اول نشدم؛ اما براي اين‌كه زودتر به مدرسه برسم، يك عمر دويده‌ام.

در فيلمي كه از عنايت سميعي به‌عنوان منتقد ادبي به نمايش درآمد، او نيز يادآور شد:‌ منتقد پيش از آن‌كه قصد روشنگري داشته باشد، در وهله‌ي نخست به پرسش‌هاي خود پاسخ مي‌دهد و هرقدر پرسش همگاني‌تر باشد، تمرين بيش‌تري نياز است. شاعر از آن‌چنان اعتماد به نفسي برخوردار است كه بخصوص در هنگام سرايش فكر مي‌كند، نه قبل از او و نه بعد از او شاعري نبوده است؛ بنابراين نقد روي شاعر تأثير نمي‌گذارد؛ بلكه باعث گفت‌وگوي عمومي مي‌شود.

همچنين در آخرين فيلم، احمد پوري كه به‌عنوان مترجم برگزيده انتخاب شده بود، گفت: شعر وقتي ترجمه مي‌شود، باز سروده مي‌شود. وقتي وارد دنياي شعر مي‌شويم، طيف وسيعي از شاعران را خواهيم ديد. هنوز فكر مي‌كنم از انتخاب‌هايي كه كرده‌ام، نتوانستم تصوير جامعي از شاعران جهان ارايه دهم.

او در ادامه تأكيد كرد: ايده‌آل اين است كه همه‌ي شعرها را از زبان اصلي ترجمه كنيم؛ ولي آن وقت دست ما بسته خواهد بود. زبان انگليسي الآن زبان واسطه شده است و به واسطه‌ي انگليسي، مي‌توان به كار جهان دسترسي داشت.

در بخشي از مراسم نيز سپانلو و سميعي درباره‌ي‌ ارزيابي‌شان از مجله‌ي «گوهران»‌ سخن گفتند.

سپانلو يادآور شد: ارزيابي را كساني كه دست‌اندركارند، نبايد داشته باشند؛ بلكه جماعت كتاب‌خوان در پايان يك دوره‌ي تاريخي بايد اين ارزيابي را داشته باشند. «آدينه» در سال 63 ابتدا به‌صورت روزنامه و بعد به‌شكل مجله درآمد. به دهه‌ي 80 نرسيده تعطيل شد؛ اما نقش بسيار مهمي داشت؛ زيرا مجله‌اي تك بود و ما مي‌توانيم امروز ارزيابي كنيم كه چگونه مجله‌اي بوده است.

او در ادامه افزود: امروز ارزيابي مجله‌ي «فردوسي» نيز آسان است؛ زيرا دو مجله‌ي يادشده تصويري از سال‌هاي خود دادند؛ گرچه گاهي تصوير اين آينه شكسته بود. درباره‌ي «گوهران» هنوز وقت قضاوت نيست، اين مجله فعلا در حال تجربه است و قرار نيست به كشكول بدل شود. مجله‌اي كه بايد با شعر پر شود، اگر زياد سخت بگيرد، شايد بعد از چند شماره چيزي نيابد كه منتشر كند.

سپس عنايت سميعي عنوان كرد: ما هنوز در حوزه‌ي نقد پيشرفت چنداني نكرده‌ايم و جامعه‌ي‌ نقدپذيري نيستيم. شاعر و منتقد ما از جامعه جدا نيستند؛ به اين دليل مجلات ما ممكن است بيش‌تر به‌صورت جشن‌نامه يا بزرگداشت درآيند. به‌هر حال از شاعر و نويسنده كه مورد نقد و طرد قرار گرفته، از سويي بايد دلجويي شود.

جواد مجابي هم قبل از شعرخواني‌اش گفت: وقتي محمدتقي بهار مجله‌ي «‌دانشكده» را منتشر كرد، هنوز دانشگاه و دانشكده مطرح نشده بودند و شايد نوعي شهود شاعرانه بود كه ادبيات در دانشگاه ديده نشود؛ بلكه در مجلات ادبي باشد. البته اين نگاه مثبت به سير كلي مجلات ادبي مي‌شود. از جنگ ادبي حسين رازي كه در سال 36 منتشر شد تا امروز، همه جمع و به‌هم پيوسته‌ هستند كه در بعضي از آن‌ها ارزش‌يابي است؛ مثلا مجله‌ي «آرش» به‌عنوان مجله‌ي تأثيرگذار در بخش خاصي از ادبيات ايران بوده است يا «دنياي سخن»، « آدينه»، «تكاپو» و... هم همين‌طور. اگر مجلات ادبي را به دانشكده تشبيه مي‌كنم، به اين دليل است كه در اين مجلات هم سهميه‌ها حق ورود دارند. سوداي فروش، ماندگاري بيش‌تر و معروف شدن، همگي عوامل منفي بودند كه مجلات ما به تدريج به كشكول‌هاي ادبي تبديل شوند.

اين شاعر و منتقد افزود: آن سخت‌گيري و دقت در نوع خاصي از ادبيات بايست مد نظر قرار گيرد و در انتخاب اشعار گونه‌اي عمل كنند كه خوانندگان گيج نشوند. اين پريشاني در مجلات ادبي آن‌ها را به جايي رسانده كه با نوعي مجلات بي‌هدف، پريشان و كشكولي مواجهيم و اين مصيبتي است كه دامن‌گير مجلات ادبي شده است و خوانندگان مجلات ادبي به تدريج به شعر و قصه نگاه منفي يافتند.

در ادامه‌ي شب شعر چشمه، عباس عارف، ايرج زبردست، عليشاه مولوي، فرزانه قوامي، داريوش معمار و علي عبدالعظيمي از مهمانان مجله‌ي گوهران شعرخواني كردند. سپس پگاه احمدي و سعيد سلطاني از مهمانان نشر چشمه براي حاضران به شعرخواني پرداختند.

سعيده آبشناسان - مديرمسؤول گوهران - نيز در صحبت‌هاي كوتاهي گفت: خوشحالم كساني كه مي‌خواستند مانع برگزاري برنامه شوند، موفق نشدند.

در اين مراسم كه با نمايش چهار فيلم با موضوعات درخت و فرش همراه بود، افرادي چون: محمود دولت‌آبادي، بهمن فرمان‌آرا، بهمن شعله‌ور، محمد محمدعلي، فرزانه طاهري و يونس تراكمه حضور داشتند.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 22:49