تبليغاتX
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی
علیرضا غلامی

 

 

جشنواره های مناسبتی و کتاب های در انتظار مجوز

گفت وگو با شمس لنگرودی

 

 

علیرضا غلامی: از آن موقع كه قرار شد حلقه گمشده در بین جشنواره‌های كوچك و متوسط فجر كشف شود و برای آن برنامه تدارك ببینند حرف و حدیث‌های بسیاری پیش آمد. به نظر برخی‌ها در بین جشنواره‌های هنری فجر، حلقه گمشده جشنواره شعر بوده و امسال می‌شود دوسال كه این حلقه مفقوده پیدا شده و كلكسیون جشنواره تكمیل شده. جشنواره شعر فجر امسال پا در دو سالگی گذاشته ولی این نونهال بیشتر از جشنواره‌های بیست و چند ساله حاشیه داشته و بحث بر سر آن بسیار بوده. از همان پارسال كه عده‌ای رفتند در جشنواره و شعر خود را خواندند و عده‌ای كه نرفتند به جشنواره و شعر نخواندند این زمزمه‌ها برخاست و هنوز هم انعكاس آن را می‌شود بلندتر از پارسال شنید. حرف زیاد برسر این نیست كه فلانی برنده شد و فلانی برنده نشد، هرچند این موضوع هم در حاشیه قرار ندارد و خود بحث مفصل دارد. پارسال جشنواره شعر فجر بخش‌های مختلف داشت؛ بخش امام و انقلاب، بخش آیینی، بخش جوان، بخش طنز، بخش تصنیف و ترانه، بخش نو یا سپید و نیمایی، بخش كودك و بخش ملی یا میهنی. هر كدام از اینها برگزیدگانی داشت كه سروی بلورین گرفتند. یكی از آنها كه در بخش نو یا سپید و نیمایی نامزد بود و خود خبر نداشت شمس‌لنگرودی بود. بقیه نامزد‌ها هم طاهره صفارزاده، بیژن نجدی، احمدرضا احمدی و سیدعلی موسوی گرمارودی بودند. آخر سر هم سرو بلورین قرار بود برسد به طاهره صفارزاده كه رسید ولی او نپذیرفتش. كار به اصرار كشید و وزیر معاونش را بین جمعیت فرستاد تا سرو بلورین را به صفارزاده بدهد. حتی كار به مذاكره هم كشید ولی ظاهرا او دل خوشی از این سروها نداشت و آخر سر هم روی معاون وزیر را نگرفت. هر كدام از شاعران انتظاری دارند از این جشنواره‌ها. شمس لنگرودی در این مصاحبه كه هیچ دل خوشی ندارد و همه این جشنواره‌ها و گردهمایی‌ها را بیهوده می‌داند. او معتقد است این جشنواره‌ها راه به جایی نمی‌برند چرا كه فضای شعری معاصر صاف نیست و گل‌آلود است. گفت‌وگو با محمد شمس لنگرودی غروب یك روز كاری انجام شد؛ او در دفتر انتشاراتش و ما در دفتر روزنامه.

 

 

پارسال شركت كردید در جشنواره یا نه؟
ببینید. من هیچ جشنواره‌ای شركت نكرده‌ام و هیچ علاقه‌ای هم به آن ندارم. جشنواره به درد نمی‌خورد چراكه تشریفاتی است.


شاخه‌های مختلف هنر هركدام سالانه جشنواره‌ای دارند. انتظار شما از یك جشنواره چیست كه به درد بخورد؟
در هیچ جشنواره‌ای در هیچ جای دنیا، جشنواره دولتی هرگز راهگشا نیست. مگر اینكه كاملا آزاد باشد و بسته نباشد و بعد هم زیرنظر كارشناسان باشد. جشنواره این‌طوری شاید راه به جایی ببرد. اما خب الان 30 سال است كه جشنواره است، این چه تحولی در شعر معاصر ایران داشته.


30 سال جشنواره نبود.
پس چند سال بوده؟

 

پارسال اولین دوره‌اش بوده.
نه. این جشنواره‌ها سال‌های درازی است كه برپا هستند حالا اسمش عوض شده. این جشن و جشنواره‌ها حداقل 10‌سالش را من یادم هست. حالا اسم‌های مختلف داشته یا مناسبت‌های مختلف داشته. اساسا جشنواره‌های مناسبتی برای همان مناسبت‌ها خوب است. نه اینها قرار نیست كه تحولی در شعر به وجود بیاورند. شما هم به اینها دل نبندید.


ما هم نمی‌گوییم كه قرار است این جشنواره‌ها تحولی در شعر ایجاد كند. شاید بشود گفت این جشنواره‌ها نوعی گردهمایی است برای شاعران كه در آنها دورهم جمع شوند و شعرخوانی كنند. كما اینكه در جشنواره موسیقی و فیلم و تئاتر هم هركس كالای خودش را به نمایش می‌گذارد.
خب نگاه كن... اینها به درد چی می‌خورند. كسی كه می‌آید شعر می‌خواند به درد چی می‌خورد. منظور من چیز دیگری است. شما انگار متوجه بنده نیستید. در جشنواره می‌آیند شعر می‌خوانند كه چی بشود.


خب شما كه شاعر هستید اصلا برای چی شعر می‌گویید؟
برای اینكه جلوش را نگیرند. حرف من این است كه الان هر كتابی می‌رود ارشاد دو سال جلوش را می‌گیرند و جوابش را نمی‌دهند. این مهم است و الا جشنواره به درد چه می‌خورد. كسانی كه جشنواره راه می‌اندازند اگر راست می‌گویند كتاب جوانان را اجازه بدهند منتشر شود.


شما جشنواره‌های دیگری كه در كشورهای دیگر به اسم جشنواره شعر هست شركت كرده‌اید؟
جشنواره نه. به این معنا آنجا جشنواره نیست. اگر هم جشنواره‌ای باشد یك جشنواره آزاد است. نهادهای مدنی آنها را برگزار می‌كنند، مثلا اسكار ربطی به دولت آمریكا ندارد. جایزه چی‌چی انگلستان كه درباره شعر است ربطی به دولت انگلستان ندارد. این جشنواره‌ها فرق می‌كند. كتاب‌ها همه اجازه می‌گیرند و بیرون می‌آیند و خب یك عده هم می‌روند آنجا شعر می‌خوانند و نظر می‌دهند. بنده در آلمان یا در فرانسه در جشنواره‌های شعر شركت داشته‌ام. منتهی كسی آنجا نیامده بگوید این شعر خوب است، این شعر خوب نیست. آنجا همه شعرها فرستاده می‌شود و براساس شعریتش بررسی می‌شود. هر كشوری می‌آید آنجا و شعرش را می‌خواند. منظورم این است. و الا خود بنده الان چهار تا كتابم در ارشاد است و جواب هم نمی‌دهند. منظورم این است كه عده‌ای بیایند و دور هم جمع شوند باعث دلخوشی نمی‌شود.


در آن جشنواره‌ای كه می‌گویید در آلمان یا فرانسه رفته‌اید و شركت كرده‌اید حالت رقابتی هم بوده یا نه مثل شب‌های شعر بوده؟
شب‌های شعر بوده. فقط آنها می‌خواهند فرهنگ كشورهای مختلف و شعرهایی را كه دارند در كنار شعرهای خودشان بگذارند. شعر خود بنده را كه دو سال پیش در آلمان خوانده‌ام و ترجمه شده بود اخیرا شنیده‌ام كه آن را در اشتوتگارت پوستر كرده‌اند و آنجا گذاشته‌اند. الان آن شعرها در متروها و اتوبوس‌ها گذاشته شده‌اند و مردم می‌خوانند. آنجا بحث رقابت نیست. هركس كار خودش را ارائه می‌دهد و صحبت می‌كند. در واقع یك نوع همفكری و هم‌اندیشی پیرامون هنر است. هركس نظر خودش را می‌دهد و الا اینكه عده‌ای جوان بیایند شعر بخوانند و دل‌شان را خوش كنند كه به درد نمی‌خورد.


یك جور دیگر به قضیه نگاه كنیم. تجربه گردهمایی شاعران قبلا در ایران بوده. مثلا تجربه شب‌های شعر گوته كه شما آن موقع احتمالا نوجوان بودید در سال 56 از این نوع گردهمایی‌هاست. شاعرانی كه آن موقع بودند و جوان بودند الان هر كدام به سمتی رفته‌اند در حالی كه در آن گردهمایی‌ها همه دور هم بودند و شعر خودشان را می‌خواندند. ولی الان مخاطب بیرونی گردهمایی همه آن شاعران را ناممكن می‌بیند.
ناممكن می‌بیند یعنی چی؟ در زمان شاه نه اینكه وضع بهتر باشد، نه. حتی این شب‌های شعری هم كه شما می‌گویید بایكوت بودند. صدها شب شعر قبلا برگزار شد دو تا شد، شب‌های خوشه و شب‌های گوته. شب‌های خوشه هم كه برگزار شد دیگر اجازه ندادند. نه اینكه سال 48 به بعد هر شب، شب خوشه بود. یكبار آن اتفاق افتاد و بعدهم دیگر اجازه ندادند. بعد از آن هم شب‌های كوچولوكوچولو بود و الكی. گوته هم یكبار برگزار شد.


منظور من چیز دیگری بود و آن گردهمایی شاعران با طرز فكرهای مختلف بود. الان شاعرانی كه دید روشنفكری دارند به اصطلاح شب‌های شعری برای خودشان تشكیل می‌دهند. از آن طرف شاعرانی كه شعر متعهد و انقلاب و جنگ دارند محفل دیگری برای خود دارند و كنار هم جمع شدن اینها ناممكن به نظر می‌رسد.
نه قبلا هم نبود. اختلافی كه الان هست آن موقع این اختلاف نبود. آن موقع وضعیت فرق می‌كرد. خط‌كشی ایدئولوژی نداشتیم به این معنا. اگر هم بود همه اینها با هم رفیق بودند علیه شاه. اینجوری نبود مثل الان كه هر كسی خورجینی برداشته و طرف یك چیزی است. داستان فرق كرده. از زمین تا آسمان داستان فرق كرده. الان هر كس خودش را پیغمبری می‌داند و قابل مقایسه نیست.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:52